تساهل گرایی در اندیشه کارل پویر

شیرزاد گلشاهی کریم

تساهل تئوریک از جمله مباحث جدید در باب تساهل است که مقتضی مبادی ،نتایج و معانی مختص به خود است، این نوع از تساهل به تامل در خاستگاه تئوریک یا نظری تساهل می پردازد. بزرگ ترین متفکری که به بهترین وجه از این اندیشه در دوران معاصر دفاع کرد و به نظریه پردازی در باب آن پرداخت کارل پوپر بود .

اذعان به این که انسان خطا پذیر است ،پشتوانه ی تئوریک این نوع از تساهل است. در این دیدگاه تساهل ابزاری است برای نیل به حقیقت؛ حقیقتی که اگر چه دست نیافتنی نیست، اما وصول به آن بسیار صعب و مشکل است.

به نظر پوپر همواره نسبت به این گزاره که ((حقیقت نزد من است)) یا ((من میدانم)) باید شک روا داشت و از طریق تساهل نسبت به تئوری های معارض، نظریه ی مقبول خود را تا آنجا که ممکن است از قوت و استحکام بیشتری برخوردار کرد. در واقع ما از طریق تساهل و اجازه ظهور و بروز تئوری های رقیب تمام مساعی خود را برای نمایاندن ناهماهنگی و نارسایی های موجود در یک نظریه ی مقبول و در نهایت فرو ریختن آن به کار می بندیم. اگر تئوری مقبول از آزمون های ابطال گر سرفراز بیرون آید، همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند و ما دلشاد خواهیم بود که تمام مساعی خود را برای تشخیص توانایی و استحکام آن به کار بسته ایم. بنابراین ، تساهل نسبت به تئوری های معارض بهترین ابزاری است که می توان برای تثبیت یک حقیقت به کار بست.

در آرای پوپر توجه به روش نقد که ما از آن به عنوان تساهل در برابر تئوری رقیب یاد می کنیم، بسیار اهمیت دارد و در واقع بیانگر دیدگاه ابطال پذیری او در فلسفه علم است. او استدلال می کند که تئوری های علمی احکام کلی هستند و از این طریق بر شواهد و مصادیق جزیی دلالت دارند. اما پر واضح است که نمی توان همه ی شواهد و مصادیق را در تایید یک تئوری به تمامی جمع آورد کرد. چون گردآوری همه ی شواهد و مصادیق در تایید یک تئوری غیر ممکن است، تئوری تایید پذیری گزاره های علمی از طریق شواهد و مصادیق آن دچار نقیصه ای بزرگ است. پوپر توضیح می دهد، که در عوض، یافتن موارد نقض برای یک تئوری کاری سهل و آسان است، اگر یک مورد نقض برای یک تئوری، پیش آید، برای نفی آن، کافی است وتا وقتی که موارد نقض برای یک نظریه یافت نشود، آن تئوری همچنان به قوت خود باقی می ماند و ما می توانیم فعلاً به آن تئوری دل بسته بمانیم.

به نظر پوپر نظریه های علمی نه محصول استقرای علمی، بلکه محصول قوه ی حدس هستند. او برای تئوری های علمی دو ساحت مشخص می کند: ((ساحت گردآوری)) که در این ساحت ما از تمام توان خود برای بر پا کردن یک نظریه استفاده می کنیم .آنچه در این مقام بسیار کارآمد است،حدسها و تخیلات آدمیان است. اما در ((ساحت داوری))معتقد است که تئوری های علمی باید به محک نقد آزموده شوند  و البته نقد آنها نیز از طریق یافتن موارد نقض و تساهل نسبت به تئوری مخالف میسر است.

پوپر در کتاب منطق اکتشاف علمی می نویسد :علم ما شناخت  و معرفت نیست؛ما نمی دانیم ،بلکه حدس می زنیم ؛بنا بر این اگر تئوری های علمی  محصول قوه ی ابداع و حدس هستند . می بایست با پیدایش دلایل معارض ابطال شوند.

او تذکر می دهد که تئوری های علمی به سادگی تن به ابطال نمی دهند ،بلکه فقط زمانی نفی می شوند که اولاً از تبین واقعیت ها کاملاً عاجز باشند و ثانیاً ،بدیل آنان از انسجام  و استحکام بیشتری برخوردار باشند و البته نظریه ی جدید نیز مادام که از تیغ مواد نقض جان سالم به در ببرد ،فعلاًاز سوی جامعه علمی پذیرفته می شود.

پوپر در باب تساهل معتقد است ، تنها یک جامعه ی باز در آن باب نقد اندیشه ها همواره گشوده است و نسبت به اندیشه های نو و معارض تساهل می کند، می تواند میدان خیزش علم باشد و اساساً ماهیت علم چنین جامعه ای را اقتضا می کند.

او در کتاب ((جامعه باز و دشمنان آن))تمام فعالیت هایی را که به منظور استقرار یک نظام سیاسی بر اساس دستیابی به حقیقت مطلق صورت گرفته است مردود می شمارد و معتقد است ،متفکرانی چون افلاطون که دستیابی به یقین مطلق را ممکن می دانستند و سعی بر پایه گذاری جامعه بر اساس چنین پیش فرضی داشتند ،نهایتاً به یک جامعه نامتساهل و بسته می رسند؛جامعه ی فاضله ای که مملو از زور و خشونت و سرکوب است و هیچ نوع تساهلی را نسبت به مخالفان بر نمی تابد.

به نظر او تساهل لازمه حیات یک جامعه است؛جامعه ای که همه ارکان آن در سایه تساهل همواره به تصیح ندیشه ها ،سازمان ها و ارکان خود می پردازد.

به نظر پوپر تساهل تئوریک محصول رویکرد جدید جوامع بشری در مواجه با امر سیاست و جامعه است . او توضیح می دهد که اغلب آدمیان به دنبال اطمینان و یقین هستند، یقین و اطمینانی که به آنان آرامش دهد. قبول مسئولیت زندگی متضمن رو به رو شدن دائم با انتخاب راه ها و تصمیم گیری و بر عهده گرفتن نتایج حاصل ازآن است. این انتخاب و تصمیم وقتی غلط از کا درآید،وحشت آور و بلکه طاقت فرسا خواهد بود.بنابراین، ساده ترین کار این است که انتخاب ومسئولیت ها را به کسی واگذار کنیم. که او بهتر از ما تصمیم می گیردواو معتقد است این گونه تلاش ها در واقع بیانگر ترس بشر از جهل است.

پوپر می گوید در جوامع سنتی گذشته به چنین تقاضایی،  از طریق سلطه ی یک فرد بر جامعه پاسخ داده شده است. اما با آغاز دوره ی نقد و انتقاد و تشکیل جوامع انتقادی ، بشر دیگر نمی توانست دلبسته آن یقین های خام باشد، انسان با ورود به عرصه ی جدید و آغاز دوره ی انتقادی وارد مرحله ای شد که دیگر نمی توانست به مسلمات قدیمی و عقاید آرامش زای قبلی دل بندد. دوره ی جدید،دوره ای است که درآن افراد از مقامات حاکم،پرس وجو می کنند وآنچه را که تا به حال مسلم می انگاشتند مورد سئوال قرار می دهند و مسئولیت های خود و دیگران را خود به عهده گیرند. پر واضح است که در مقایسه با جوامع قبلی، اجازه ی ظهور به اندیشه های نقدگر و تساهل نسبت به تئوریهای سیاسی جدید که به چون و چرا در امر حکومت می پرداخت همه ی ان یقین ها و آرامش های اولیه ی جامعه سنتی را به هم ریخت و آن را دچار اضمحلال می کرد.

منابع:

۱گلی،برایان. پوپر. ترجمه منوچهر بزرگمهر. تهران. انتشارات خوارزمی ۱۳۵۹

۲-شی یرمر. جری. اندیشه سیاسی کارل پوپر. ترجمه عزت الله فولادوند. طرح نو ۱۳۷۷

۳-Miller. David. Popper selection. Princeton university press.1982

۴-King Preston .Toleration London.1976

 

دسته‌بندی‌ها: فلسفی,مقالات

برچسب‌ها: ,,,,,

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.