آیزایا برلین

اساسیترین آزادی، آزادی از بند زنجیرهاست  )۷۹۹۹ ـ ۷۹۹۱( آیزایا برلین آزاد بودن به چه معناست؟ این سؤالی است که آیزایا برلین  به آن میپردازد. ۸۵۹۱ در سال » دو مفهوم آزادی «در مقاله در این مقاله بین آزادی مثبت و آزادی منفی تمایزی قائل میشود. او نخستین شخصی نیست که این تمایز را پیش میکشد. اما نگاهش مبدعانه است و از آن برای نشاندادن گسستگیهای مفهوم امروزی آزادی استفاده میکند. احساس « را چیزی می داند که به تعبیری »منفی« برلین آزادی  آزادی است. این آزادی از جنس رهایی از قیود موانع »بنیادین بیرونی است: آزادم چون به سنگی زنجیر نشدهام، چون زندانی نیستم و از این دست. این آزادی از قید چیزی است. اما برلین میگوید وقتی درباره آزادی سخن میگوییم معموًلا منظوری ظریفبینانهتر مدنظرمان است. آزادی به خودمختاری، امیدواری و نیتمندی و هدفداربودن مربوط میشود.  به معنای در اختیار داشتن مهار سرنوشت »مثبت« این آزادی خویشتن است. من به این علت که همه درهای خانه باز هستند آزاد نیستم.  از طرفی آزادی مثبت منحصرًا شخصی نیست زیرا خودمختاری در سطح گروه هم قابل تعریف است. در نگاه برلین مشکل اینجاست که این دو نوع آزادی اغلب در نزاعند. مثًلا به آزادی حاصل از انضباط برای یادگیری ساز توبا بیاندیشید. من در جایگاه مبتدی کاری جز دستوپنجه نرمکردن با کمتوانی خود از پیش نمیبرم، اما به تدریج

۳

میتوانم با شور و حرارت آزادانه بنوازم. مثال دیگر این است: خود را اعمال  »مثبت« به مردمی بیاندیشید که پیوسته آزادی میکنند و به حکومت خاصی رأی میدهند، با اینکه میدانند  . شان با آمدن آن حکومت تحدید خواهد شد »منفی«آزادی

 

اهداف زندگی برلین به مشکل دیگری اشاره میکند. چه کسی باید بگوید باید چه باشد؟ رژیمهای خودکامه  »مثبت«که هدف از آزادی یا تمامیتخواه دیدگاهی غیرمنعطف درباره هدف زندگی را بهشدت  »منفی« انسان دارند. و به همین سبب آزادیهای محدود میکنند تا نظرشان درباره سعادت بشری تأمین شود. درواقع، سرکوب سیاسی از ایدهای انتزاعی درباره چیستی زندگی خوب شروع میشود و به دنبال آن حکومت در پی مداخله برمیآید تا آن ایده را محقق کند. برلین پاسخی دوگانه به این مسأله میدهد نخست مهم است که دریابیم آزادیهای مختلف که ما طلب میکنیم همواره در وجود  »هدف زندگی« نزاعند، زیرا چیز مشخصی بهعنوان ندارد. فقط اهداف فردی وجود دارند. او ادعا میکند که این

۴

نزاع را فلاسفهای که در پی یافتن بنیادی جهانشمول برای را با هدف زندگی خلط  »کار درست« اخلاقیات هستند و کردهاند از نظر دور نگه داشته اند .دوم ما نیاز داریم که  »ارعاب و تحکم«احساس آزادی بنیادین را به مثابه غیاب  زنجیری ، زنده نگه داریم. به این ترتیب از آرمانهای خود برای خود و دیگران نمیسازیم.

 

زندگینامه  در ریگا به دنیا آمد. بخش نخست ۸۵۹۵آیزایا برلین در سال زندگی را در روسیه سپری کرد. ابتدا در حاکمیت امپراطوری روس و سپس در دوران دولت کمونیستی جدید. در سال  خانوادهاش به علت بالاگرفتن جهودستیزی و اختلافات ۸۵۹۸ با رژیم کمونیستی به بریتانیا مهاجرت کرد. برلین در دانشگاه آکسفورد دانشجویی نمونه بود و همانجا استاد شد. او فیلسوفی با علایق گسترده بود، از هنر و ادبیات تا سیاست.   و در ۸۵۹۱در سال  »دو مفهوم آزادی« مقالهاش با عنوان دانشگاه آکسفورد منتشر شد و از متون کلاسیک نظریه سیاسی قرن بیستم تلقی شده است. او از عالمان بزرگ لیبرالیسم است.

۵

 

 

زمینه

شاخه: اخلاق رویکرد: فلسفه تحلیلی پیش از او:   :توماس هابز در کتاب لویاتان به رابطه آزادی و ۸۱۹۸ قدرت دولت میپردازد.     :سورن کیرکگارد استدلال میکند که آزادی ما ۸۱۱۱ در تصمیمگیری اخلاقی از علل اصلی ناخشنودیمان  است.   »در باب آزادی«: جان استوارت میل در کتاب ۸۱۹۵ بین آزادی از قیود و آزادی عملکردن تمایز قائل  میشود.  : اریک فروم روانشناس برجسته در کتاب ترس از ۸۵۱۸ آزادی، موضوع آزادی مثبت و منفی را بررسی میکند. پس از او

۶

امروزه توسعه فناوریهای نظارتی سؤالات جدیدی درباره ماهیت آزادی پیش کشیدهاند.

 

 

ترجمه: زهرا قیاسی

دسته‌بندی‌ها: فلسفی,مقالات

برچسب‌ها: ,,

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.