تازه ها
امیرکبیر و دارالفنون

امیرکبیر و دارالفنون

اقدامات آموزشی امیرکبیر در واقع بخشی از برنامه گسترده وی در اصلاح ساختار سیاسی قاجاریه بود. او پیش از صدارت، به روسیه و عثمانی سفر کرده و دریافته بود، مدارس نوین غربی، پایه اصلاح و ترقی این دو کشور است. بنابراین تصمیم گرفت مدرسه پلی تکنیکی در ایران بسازد تا علاوه بر کاهش هزینه اعزام دانشجو به اروپا و تأثیرپذیری از فرهنگ غرب، افراد بیشتری به سبک غربی آموزش ببینند. علاوه بر این امیر اقدام به چاپ روزنامه، تأسیس دارالترجمه و اعزام دانشجویان به خارج کرد.

او در سال 1850 اطلاعیه‌ای در روزنامه وقایع اتفاقیه نشر داد و از 30 نفر از پسران 14 تا 16 ساله اشراف دعوت کرد در مدرسه ثبت نام کنند. اما تعداد ثبت‌نام‌کنندگان به بیش از 150 نفر رسید که نشان‌دهنده علاقه اشراف به تحصیلات غربی بود. دارالفنون در 1851 افتتاح شد. نقشه آن را میرزا رضا مهندس (از دانشجویان تحصیل کرده انگلستان در زمان عباس میرزا) طراحی کرد. مدرسه شامل 50 اتاق برای معلمان و محصلان شهرستانی، سفره‌خانه، کتابخانه، آزمایشگاه، چاپخانه، استودیو عکاسی، کارگاه‌های مصنوعات و تالار تئاتر بود که بعداً به دلایل مذهبی تبدیل به نمازخانه شد. 7 رشته پیاده نظام، سواره نظام، توپخانه، طب و جراحی، فیزیک و شیمی، مهندسی، داروسازی و معدن‌شناسی، رشته‌های اصلی مدرسه بود. با این حال دروسی مانند تاریخ، جغرافیا و زبان‌های خارجی نیز تدریس می‌شد. دانش‌آموزان سالی سه بار امتحان می‌دادند و پس از 8 سال فارغ‌التحصیل می‌شدند.

معلمان مدرسه بیشتر ایتالیایی و اتریشی بودند (این دو کشور سابقه استعماری نداشتند) امیر استخدام معلمان انگلیسی و روسی را منع کرده بود زیرا نمی‌خواست پای این کشورها در ایران به عرصه فرهنگی هم باز شود. برخی دانشجویان ایرانی که پیش‌تر در اروپا تحصیل کرده بودند هم به عنوان معلم استخدام شدند. در ابتدا هر کدام از معلمان خارجی یک مترجم داشت. معلم درس را به زبان فرانسه می‌داد و مترجم به فارسی برای دانش‌آموزان ترجمه می‌کرد. با این حال دانش‌‌آموزان نیز موظف به یادگیری زبان فرانسه بودند. معلمان دارالفنون خدمات زیادی انجام دادند از جمله کارگاه‌های تولید شمع، کاغذ و باروت ساختند. دکتر پولاک معلم پزشکی، بیمارستانی نظامی ساخت، کرزیر معلم هندسه، ارتفاع کوه دماوند را اندازه گرفت و به کمک ملکم، اولین خط تلگراف ایران را از دارالفنون تا کاخ گلستان کشید.

پس از عزل امیرکبیر، میرزا آقاخان نوری و بریتانیایی‌ها سعی در بستن مدرسه داشتند اما ناصرالدین شاه قبول نکرد. زیرا حکومت به دولت‌مردانی با تحصیلات نوین نیاز داشت و شاه نمی‌خواست اروپاییان، ایران را کشوری عقب‌مانده بدانند. اشراف نیز تمایل به ادامه تحصیل فرزندانشان داشتند زیرا اهمیت آموزش مدرن را دریافته بودند. در کل نظر ناصرالدین شاه به مدرسه مثبت بود تا این که در سال 1861 به شاه اطلاع دادند، میرزا ملکم خان (یکی از معلمان) تشکیلاتی فراماسونری به نام فراموش‌خانه تأسیس کرده و به دنبال جمهوری‌ست. اکثر محصلان و معلمان نیز عضو آن شده‌اند. از آن زمان شاه به دارالفنون بدبین شد. او علاوه بر تبعید ملکم، نظارت دقیقی بر محتوای درسی اعمال کرد و جلوی بسیاری از فعالیت‌های مدرسه را گرفت.

گذشته از دارالفنون، امیرکبیر اقدام به انتشار اولین روزنامه دولتی ایران به نام وقایع اتفاقیه کرد که ارگان تبلیغ دارالفنون هم به حساب می‌آمد. این نشریه هدف خود را تربیت مردم ایران می‌دانست و مقالاتی درباره اکتشافات و اختراعات جدید غرب و عجایب علمی منتشر می‌کرد. امیر تمام صاحب‌منصبان و حتی خانات ایلات را مجبور به خرید آن کرده بود تا صدایش به اقصی نقاط ایران برسد. او همچنین دارالترجمه دولتی را تأسیس کرد که جدیدترین اخبار و کتب غربی را ترجمه کرده و به گوش شاه برسانند. صنعت‌گرانی را نیز به روسیه فرستاد تا به یادگیری فنون جدید مانند ساخت سماور، کاغذ، تصفیه قند و … بپردازند. و پس از بازگشت به ایران کارخانه‌هایی با حمایت دولت تاسیس کنند.

به هرحال مهمترین اقدام آموزشی امیرکبیر همان تأسیس دارالفنون بود که به عنوان نقطه عطف آموزش مدرن در ایران و الگوی مدارس بعدی شناخته می‌شود. ساخت این مدرسه باعث تسهیل دسترسی جامعه علمی ایران به علوم جدید و باطل شدن بسیاری از عقاید سنتی شد. همچنین فارغ‌التحصیلان آن، قشر نخبه‌ای را تشکیل دادند که علاقمند به اصلاحات بود و بعداً نقش مهمی در انقلاب مشروطه ایفا کرد. با این حال دارالفنون با مشکلاتی نیز مواجه بود. مثلاً دانش‌آموزان، آموزش ابتدایی یکسانی نداشتند چون مدارس ابتدایی به سبک نوین وجود نداشت. همچنین دانشگاهی برای ادامه تحصیل آن‌ها در ایران نبود. علاوه بر این دارالفنون، مدرسه‌ای دولتی بود و تنها در صورت حمایت شاه و دربار پیشرفت می‌کرد و در مواقع بدبینی شاه از پیشرفت باز می‌ایستاد. مخالفت‌هایی به بهانه‌های مذهبی، نظیر منع کالبدشکافی و نفی کیهان‌شناسی جدید نیز باعث شد به مدرسه و محصلان آن انگ بابیت زده شود. و مدرسه آزادی عمل برای پیشرفت و تغییرات بنیادین در جامعه را نداشته باشد.

منابع

امیرکبیر و ایران/ فریدون آدمیت

سفرنامه دکتر پولاک

آموزش، دین و گفتمان اصلاح فرهنگی در دوره قاجار/ مونیکا رینگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *