بیست و هشت اشتباه نویسندگان
نویسنده: جودی دلتون / مترجم: محسن سلیمانی / ناشر سوره مهر، خلاصه از مینا سلیمی
دنیای نویسندگی، دنیایی است که در آن باید خوب ببینی، خوب بشنوی، خوب احساس کنی، خوب بیندیشی و در نهایت خوب بنویسی.
اغلب ما در مدارس، کلاسهای کسلکنندۀ انشاء را تجربه کردهایم، کلاسهایی که در آنها آموزشی به ما داده نشد و با اصول نوشتن آشنایمان نکرد؛ و به این ترتیب هرگز نتوانستیم بنویسیم.
اما وقت آن رسیده است که ذهنمان را از این نتوانستن پاک کنیم. همۀ ما میتوانیم خوب حرف بزنیم، پس میتوانیم بنویسیم. ما در این مسیر نیاز به راهنمایی افراد و مطالعۀ کتاب و مقاله داریم.
کتاب 28 اشتباه نویسندگان از جمله کتابهای آموزنده است که میتواند راهنمای خوبی در «دست به قلم بردن» و «آوردن احساسات و تجارب بر روی کاغذ» باشد.
در اینجا با کتاب بیست و هشت اشتباه نویسندگان، به صورت خلاصه آشنا میشویم.
۱ دست به کار شدن
بهانههایی که ما برای ننوشتن می آوریم، برای یک عمر دست به قلم نبردن کافیست. نویسنده بودن لذت دارد، اما نوشتن بسیار سخت است، پس مدام برای نوشتن امروز و فردا میکنیم و آن را به تاخیر می اندازیم.
زمان خاصی برای نوشتن تعیین کن. ایدههایی که به ذهنت میرسند را به سرعت، قبل از اینکه فراموش کنی، جایی یادداشت کن و در زمان مقتضی آنها را بسط بده.
راجع به هر چیزی، فقط در سی کلمه یا کمتر بنویس. از کلمات به دقت استفاده کن تا بتوانی مختصر بنویسی. کلی گویی نکن روشن و مشخص بنویس. فقط احساساتت را روی کاغذ بیاور، بگذار آنها مانند جادهای تو را به زمانها و مکانهای دیگر ببرند.
۲ نوشتن بجای حرف زدن
به جای حرف زدن درباره موضوعی، آنرا بنویس. درباره ی یک اتفاق، یک شخص، یا یک شی، درست همانطور بنویس که برای همسایه ات تعریف میکنی. جمله ی «همان طور که حرف می زنی، بنویس.» را همیشه بیاد داشته باش.
۳ نترسیدن از شکست
قرار نیست از همان ابتدا کارت بی نقص باشد. چیزی بنویس که پر است از غلطهای املایی، واشتباهات گرامری. اگر توقعت از نوشتن را کم کنی، از نوشتن عاجز نمیشوی، بلکه شیفته اش خواهی شد.
از صبحانهای بنویس که خوردهای، غذایی که آماده می کنی، مسافرتی که رفتهای، همسفرانت، نحوه فروش محصولاتت، و غیره، همه اینها می توانند سوژه ای برای نوشتن باشند.
۴ برداشتن چشم بند
برای نویسنده شدن باید خوب دید. خوب شنیدن، و توجه کردن به اطراف بسیار مهم است. برای نوشتن اثری جاندار باید با آدمهای واقعی و حس و حالشان آشنا شوی، پس به حرفهایشان با دقت گوش بده و اعمالشان را زیر نظر بگیر. نویسنده نمیتواند با چشم بند به زندگی نگاه کند. با تقویت توجه و هوشیاری، میتوان فکر کرد و با فکر کردن، میتوان نوشت.
۵ ویرایش پس از نوشتن
روند نوشتن را بخاطر ویرایش، متوقف نکن. ویرایش، قضاوت، اصلاح، و ایراد گیری را هنگام نوشتن کنار بگذار. آنچه را همین الان نوشتهای تغییر نده؛ املای کلمات وساختار جملات را تصحیح نکن. بازنویسی مطالب هنگام نوشتن موجب میشود هیچ وقت نوشتهات را تمام نکنی. فعلا فقط آنرا بسط بده. برای قضاوت درستِ هر اثر، باید از آن فاصله گرفت. وقتی خالق اثر بیش از اندازه به اثرنزدیک باشد متوجه نقاط ضعف یا قوت آن نخواهد شد. بنابراین پس از تمام کردن نوشتهات آن را چند روز یا حتی یکی دو هفته کنار بگذار، سپس آن را بخوان.
۶ پرهیز از کلی گویی
از توصیف ذهنی بپرهیز و درعوض به اندازه و با حفظ اعتدال، از توصیفات ملموس و عینی استفاده کن. اگر داستانی درباره مثلاً سفری با دوستانت می نویسی، با توصیفات عینی و دقیق بگذار خوانندهات، لذت نشستن دور آتشی را که شب کنار دریا برافروخته اید حس کند، بگذار خواننده با دوستانت آشنا شود.
۷ نشان دادن بجای نقل کردن
از گفتگوها و حوادث استفاده کن، نه روایتهای طولانی. روایتهای طولانی ملال آورند. حرفهای شخصیتها را تو نقل نکن، بلکه با کمک علامت نقل قول، بگذار شخصیتها با زبانِ خود حرف بزنند.
۸ کشف رابطه بین چیزهای مختلف و استفاده از تشبیه و تضاد
هر چیزی در اطراف ما یا شبیه به چیز دیگریست؛ مثل شباهت لباس سفید به برف؛ و یا به طور نمادین چیز دیگری را به ذهن متبادر می کند، مثل این استعاره ، «او خورشیدی بود در آسمان زندگی ام.» کشف چنین شباهتها و رابطههایی، راز و رمز خوب و جذاب نوشتن است. به این تشبیه جاندار از جان اشتاین بک دقت کن، « مشتریها مثل سرخس، روی فنجان قهوه شان خم شده بودند.»
همین موارد در نشان دادن تضاد بین چیزها نیز، صدق می کند.
۹ جان بخشیدن به افعال
استفاده از افعال جاندار باعث قدرت نثر یا حتی شعر میشود. به تفاوت فعلِ «شن کش کشیدن» در این دو جمله توجه کن: « مرد روی علفها شن کش کشید.» اینجا یک استفاده عادی از فعل را داریم اما اگر آن را در فضای دیگری به کار ببریم و مثلا بنویسیم: «چشمان مرد همچون شن کش بر بدن او کشیده می شد.» این فعل مفهوم تازهای میگیرد و تبدیل به فعلی جاندار می شود.
۱۰ پرهیزاز کلیشه و شعارنویسی
ممکن است حرفی نو، برای گفتن وجود نداشته باشد اما هنوز شیوههای نو برای بیان حرفهای قدیمی جذاب هستند.
هنگام نوشتن مراقب باش از عبارات کلیشه ای و شعارگونه استفاده نکنی. این عبارات، کلماتی معمولی و پیش پا افتاده هستند که متن را به ابتذال میکشانند.
۱۱ پرهیزاز افراط در نقطهگذاری
از علامت گذاری برای پر کردن خلا نوشته ات استفاده نکن، بگذار کلمات کار خود را بکنند نه نقطه گذاری.
ضمنا، استفاده زیاد از کلمات ربطی مانند: صرفاً، فقط، مثل، همچنین، به علاوه، تقریباً، شاید، اما، اگر، مگر و از این قبیل از وضوح و قاطعیت در بیان می کاهند.
۱۲ وفاداری به مضمون یا پیام نوشته
پیام داستان مثل ریلی است که خواننده اثر را از ابتدا تا انتها، با خود میبرد. پیام داستان باید در لفافه گفته شود، و صریحا با کلمات بیان نشود تا خواننده بتواند در انتها آن را کشف کند. پیام مستقیم، نوشته را به اثری آموزشی و تعلیمی تبدیل می کند که فقط پندواندرز می دهد.
۱۳ رعایت مراحل سه گانه در نوشته: شروع، میانه، و پایان
نوشته اگر فاقد یکی از این سه جز باشد، یا اگراین سه با یکدیگر همخوانی نداشته باشند از انسجام و جذابیت کافی برخوردار نخواهدبود.
شروع نوشته مانند پوستهای است که در مواجهه با هر چیزی به چشممان میخورد.
میانه، گوشت و بدنه ی نوشته است. در این بخش شخصیتها را بسط می دهی، گره داستان را مطرح می کنی ، و طرح یا پیرنگ را پیش می بری.
و سپس در بخش پایانی، به سمت گره گشایی و بیان نکته اصلی می روی.
۱۴ حفظ تعادل بین اجزای اثر
پس از پایان نوشتن، آن را روی یک ترازوی خیالی قرار بده و ببین آیا تعادل دارد؟ یک طرف کفه سنگینتر از طرف دیگر نیست؟ آیا به تمام اجزا اعم از شخصیتها، مکان، حوادث، و غیره به اندازه کافی توجه کردهای؟
۱۵ شکلگیری ارتباط با خواننده
با خواننده ارتباط برقرار کن. نوشتهای که قرار است توسط سایرین خوانده شود با دفترچه خاطرات فرق دارد. نوشتهات نباید مملو از احساسات فردی تو باشد. بیان احساسات خوب است اما به اندازه.
۱۶ عام و جهانشمول نوشتن
هر اتفاقی که برای تو بعنوان یک انسان می افتد، عام و جهان شمول است. زمانی که تجارب زیسته ات را می نویسی، خواننده با وجد میگوید، « منظورش را خوب میفهمم، خودم هم چنین چیزی را به شکلی دیگر، تجربه کرده ام.»
۱۷ پرهیز از وعظ و نصیحت
عقاید شخصی ات را مستقیما بیان نکن ، زیرا شبیه موعظه خواهد بود و هیچکس از خواندن موعظه لذت نمیبرد. پیامت را نباید آشکار و بی پرده بیان کنی بلکه با ظرافت و در لفافه آن را بیان کن. با وعظ کردن تنها به خواننده این را القا میکنی که شیوه ی درست، فقط و فقط شیوه من است!
نکته دیگر اینکه از جانب خواننده حرف نزن. بهتر است به جای استفاده از ضمیر «ما» از «من» استفاده کنی، زیرا با به کارگیری ما به طور ضمنی میگویی که خواننده دقیقاً بایستی مثل من فکر کند.
۱۸ انعکاس تجربیات
نوشته ها انعکاس تجربیات واقعی ما هستند، پس آنچه که می نویسی دروغ نیست. صداقت با بیان مو به موی واقعیت فرق دارد. میتوان نویسنده صادقی بود اما همیشه عین واقعیت را نگفت. حوادثی که در نوشته ات می آوری، میتوانند ساختگی و غیر واقعی باشند، در آنها اغراق شود، و یا جرح و تعدیل در آنها اعمال گردد. میتوان با واقعیت بازی کرد، آنرا دوباره چید، و در عین حال صادقانه احساسات و آنچه در درون می گذرد را به روی کاغذ آورد.
۱۹ استفادهی صحیح از تحقیق
اگر نکاتی در نوشته نیاز به تحقیق دارد، حتماً تحقیق کن. به واسطه اطلاعات موثق است که مقاله یا داستانی پرمحتوا، خلق می کنی. اگر داستان در قرن شانزدهم اتفاق میافتد باید با وقایع آن زمان، نوع پوشش مردمان، نحوه زندگی کردن، جنگیدن انها، و از این قبیل آشنا باشی. در تحقیق نباید افراط یا تفریط کرد. اگر تحقیق کمتر از حد لازم باشد بالاخره جایی در نوشته، نخواهی توانست سر و ته قضیه را هم بیاوری.
از طرف دیگر، اگر تحقیق بیش از اندازه باشد، به جای نویسنده به پژوهشگری حرفهای بدل خواهی شد. در نوشتهات تا اندازهای از تحقیقات استفاده کن که بتوانی اشتیاق خواننده را برانگیزی.
۲۰ استفاده از زاویه دید اول شخص
در شروع نویسندگی از زاویه دید اول شخص استفاده کن تا بتوانی صادقانهتر و آزادتر بنویسی.
۲۱ بازنویسی
پس از نوشتن، مدتی آن را به اصطلاح در یخدان بگذار تا سرد شود و سپس به سراغ آن برو. با گذشت زمان به عنوان فردی ناظر و بیطرف میتوانی نوشتهات را بخوانی و اصلاحاتی در آن اعمال کنی، بخشهایی را حذف کنی، و صفات اضافی را برداری.
۲۲ عبور از نگرانیهای جزیی
نگران دزدیده شدن سوژه ات نباش و آنرا به ناشر بده. ناشران معمولاً به قدری مطلب در اختیار دارند که نیازی به این کار ندارند.
نگران اعمال تغییرات در نوشته ات نباش. شیفته تک تک کلمات خودت نشو. بگذار ویراستار آن را اصلاح کند.
نگران وجود اشکالاتی در نوشته ات نباش. ارایه ی اثری بی عیب و نقص، مانند یک تحقیق است؛ تحقیق اگر به اندازه باشد بسیار هم خوب است اما اگر از حد بگذرد، کارنوشتن هیچگاه به پایان نخواهدرسید.
۲۳ توجه به مخاطب اثر
نوشتن برای همه مثل نوشتن برای هیچکس است. نوشته تو نمیتواند نظر همه را جلب کند. هنگام نوشتن مخاطب خاصی را در ذهنت داشته باش. باید مشخص کنی که برای چه کسی مینویسی و می خواهی چه چیزهایی را به او منتقل کنی.
۲۴ بیاعتنایی به انتقاد و نظرات اطرافیان
در شروع کار نویسندگی قرار نیست اطرافیانت از کارِ تو خوششان بیاید. تا وقتی اثرت را به ناشر یا مجلهای نداده ای برای هیچکس نخوان. اغلبِ اطرافیانِ ما نویسنده نیستند، بنابراین معیاری برای ارزیابی خوب یا بد نوشته ی ما ندارند..
۲۵ نگران استعدادت نباش
اگر میل به موفقیت، و رسیدن در تو نهادینه نشده باشد، هیچ استعدادی کمکت نمیکند. استعداد در کنار انگیزه به تو توان نویسندگی میدهد.
۲۶ یک شبه ثروتمند شدن
برای اینکه موفق شویم، باید سالها زحمت بکشیم. اغلب نویسندگان مجبورند درآمد خود را از راههایی بالا ببرند که با روح خلاق و آتش درونشان در تضاد است. در شروع کار که چیزی از بازار نشر نمیدانی، نباید از شغل اصلی ات استعفا دهی و به امرار معاش از راه نویسندگی دل ببندی. دوره میان نویسنده آزاد بودن و نویسنده تمام وقت شدن، دوره بسیار بیثبات و خطرناکی است.
۲۷ در انتخاب ناشر اثرت دقت کن
رمان ترسناکت را برای مجلات فکاهی نفرست. دقت کن که هرجا چه نوع مطلبی را چاپ میکند و مخاطبینش چه کسانی هستند. آیا مجله خانوادگی است؟ آیا ناشر بیشتر کتابهای تخیلی چاپ میکند؟ نوشته عاشقانهات را برای هفته نامه اقتصادی ارسال نکن.
۲۸ مایوس نشو
اگر اثرت را برای ناشری ارسال کردی و دست رد به سینهات زد، این را توهین به شخصیت خود تلقی نکن. فکر نکن که اثرت بیارزش است و آن را روانه بایگانی نکن. هیچ معیار مطلقی برای چاپ اثر وجود ندارد. ناشری را پیدا کن که با خط مشیِ نوشتهات همخوانی داشته باشد، اخیراً چیزی مرتبط با موضوع اثر تو چاپ نکرده باشد، و از سبک تو خوشش بیاید. ناشرین نیز سلایق، معیارها، تجارب شخصی، و نقاط ضعف و قوت خود را دارند. اگر این توصیه آخر را آویزه گوش خود نکنی و مأیوس شوی، هیچیک از توصیههای دیگر این کتاب، سودی به حالت نخواهد داشت…




